
حیف ، حیف که این تَن بدهکار است . فکر می کردم اگر این تن بدهکار نبود ؛ بدهکار اینهمه نعماتی که حرام می کند ، چه راحت می شد کنار نشست و تماشاچی بود و خیال بافت و به شعر و عرفان پناه برد. اما حیف که جبران اینهمه نعمت ، به سکون ممکن نیست ... جبران هر کدام از این نعمات را باید به عمل کرد نه به سکون ؛ سکون و سکوت جبران هیچ چیزی را نمی کند ... نفرت دارم ، بد جوری هم دارم . من نفس نفرتم ، نفس نفی وضع موجودم ، و ناچار بایست نفس قیام هم باشم ...
وقتی از جایت تکان نخوردی ، کمترین نتیجه اش این است که نجیب می مانی : درست مثل پیرزن ها !
نون و القلم - جلال الدین سادات آل احمد
جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸ساعت
۱٠:٢٠ ق.ظ توسط تقی دژاکام
نظرات ()




